خرید بک لینک

درباره سایت

speaking  sample

امکانات وب

واسه رسیدن به جایی که تا حالا نرسیدی باید از راهی بری که تا حالا نرفتی. این باعث شد تا برای بچه ها کلاسهای 7 صبحی رو راه بیاندازم که بنظرم خیلی موفقیت امیز بود .چون روزمون طولانی تر میشد . تمام روز هم به این فکر میکردیم که صبح فردا قراره چه چیز جدیدی رو تمرین کنیم

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:58

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

سلام خوبین نمیدونم چرا نمیشد بیام اینجا چیزی بنویسم شاید بخاطر بی حوصلگیام از دست ادمای اطرافم بوده شایدم بخاطر گرمای هوا. اما خیلی وقته نیومدم تا چیزی بنویسم اما میخام باشم از این به بعد. تقریبا 6 ماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

توی سریال امریکایی WEST WORLD دنیا اونی نشون داده شده که الان هست. یه اشوب به تمام معنا که لذت جنگ از هر لذت دیگه ای بالاتره.هر لذتی. خیلی بهش فکر میکنم با دنیای اطرافم مقایسه میکنم.اینکه کنترل یه دنیا رو توی دستات داشته باشی خیلی بنظرم جالبه. چه حالی میکنه خدا که همه چیو کنترل میکنه البته اگه مثل سریال باشه که سلیقه ای باشه خوب این اصلا خوب نیست. خیلی این روزا به دنیای توی سریال فکر میکنم و بنظرم خیلی راحت میشه مثل اون میزبان ها و میهمانها بود و تقریبا همه چیو کنترل کرد و هی باخت و هی ساخت.

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

تویی که سزاوار, پرستشی و دنیایی به پرستش تو به سجده. نگاهم کن که چگونه در انزوای روح خویش به پرستش تو نشسته ام و با هر نیم نگاهی از تو سجده شکری میگزارم. نگاه کن تمام هستیم از رنگ و بوی بودنم تا تمام نبودنم اسیر حتی یه نیم نگاه توست تا بال پریدنم باشی و نور رسیدنم. سزاوار, تمام احسنت هایی و با ان حجم نگاهت حجم بودنم را به باد عشق میگیری. سزاوار, انی هستی که بیکران برایت نعمت ببارد.

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

Image titled Speak Norwegian Step 12

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

Image titled Pronounce the Years in French Step 12

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 22:36

? نمیتونی بگی اولویتت توی تنها فرصت زندگیت خودت نیستی پس حق میدم بهت خودخواه باشی و فقط به منافع خودت فکر کنی. زندگی همینه و کم پیدا میکنی کسی رو که خیرخواه مردم باشه واز حرف و عمل یکسانش رضایت خدا بباره. سالهای ساله که خدا ناامید شده از ادما ونمیدونه چکار کنه.ادمی که ادعای خداییش میشه و همه بقیه ادما رو بنده خودش میدونه.گیج میزنه ادمی توی این دنیای کج و معوج که هر گوشه اش یه اینه نصبه و چشما خسته از خودبینی.اولویت هر کسی در زندگی خودشه . تو خیلی مهربونی.همین. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:2 توسط مرتضی اسدی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:13

SOKOT معنا نکن این سکوتم را به این که بی دردم و بی درد .سکوت من پرهیز از انتقال غم به توست.سکوت من قلب نا ارامم را به زندانی افکنده که گر زبان بگشاید انتقام از قلبم خواهد گرفت . تو سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:19

درباره اموزش زبان انگلیسی مردم بخیل و تنگ نظر + نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 10:56 توسط مرتضی اسدی | &#ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:19

دیوانه یا سالم دیشب یه فیلم دیدم به نام برادرم خسرو فیلم خاصی بود اما تهش یه نکته عجیب خیلی تو خاطرم موند.ناصر که تحصیلکرده بود و ادعاش میشد مجموع کاراش از خسرو که مثلا مشکل بیمار روانی دو قطبی داشت دیوانه وار تر بود.اخر فیلم که خسرو فیلم خوروندنه داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:19

ما باید از دنیا معذرت بخواهیم یا دنیا و زمانه باید از ما عذر بخواد؟ ما باید از ادما عذر بخواهیم یا اونا از ما؟ تمام زندگی پرشده از عدم معذرت خواهی هایی که بخاطر غرور بی معنی و شاید احترام بی موردی است که ما برای خودمون و دیگران قائلیم و قائل نیستیم. نمیدونم کجای مسیررو اشتباه رفتیم حالا فقط همین مانده که یک شمع روشن کند و دعا کند و به خانه برود...برود که منتظر بماندکه منتظر بگذارد،که قول بشنود و بد قولی ببیندکه قول بدهد و بد قول شود،که دلش بشکندکه دل بشکند،که بد ببیند و توجیه بشنودکه بد بشود و توجیه کند،که ببیند در این روزگار، انسانیت و شرافت چه واژه های غریبی شدهکه با انسانیت و شرافت غریبه شودو آنقدر غریبه شود که یادش برود شبی شمعی روشن کرده و دعا کرده که این چیزها را یادش نرودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 3:40

بارون رحمت خدا قشنگه و بارون زیبا هدیه اسمون به زمین تشنه و داغه. نه این که هر داغی و خشکی با بارون سیراب بشه و سر حال باشه حتی گاهی مرگشم در سیرابی بیش از حد ممکنه باشه.غم دنیارو میخورن خیلیا و بارون نعمت خدا رو که باید براش شکرگزار باشن و نمیبینن و دائم در حال گله و شکایت هستن.غم دنیا تا بوده هستو ازش راه فراری نیست اما فرصت این یه بار نفس کشیدن رو نباید ازدست داد که اخرین نفست نفس حسرت نکرده هات نباشه.زندگی و بارون رو بزار کنار هم و عاشق این نعمت شو و چشات به اسمون باشه تا رنگی کمونو از دست ندی.هر خواننده ای هر ترانه سرایی هر نویسنده ای هر شاعری عاشق بارونه و من و تو هم شاید. حال خوب روزگار وقتیه که بارون بیاد به موقع و اندازه.بارون رحمت خدا قشنگه و زیبا.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 3:40

آخرین کلاس زندگی استاد پیر من هفته ای یک بار در منزل او تشکیل می گردید، در کنار پنجره ای در اتاق مطالعه او، تا بتواند از آنجا بوته کوچک بامیه را با برگ های صورتی رنگش تماشا کند. کلاس روزهای سه شنبه و بعد از صرف صبحانه تشکیل می شد. موضوع درس ما "معنای زندگی" بود. استاد آن چه را به تجربه می دانست، درس می داد. نمره ای در کار نبود، اما هر هفته امتحان شفاهی داشتیم. انتظار این بود که به سوالات جواب بدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:20

صفحه بندی